مهدی پارسا هستم

عشق زمین و آسمان من را به علم فیزیک کشاند. به دنبال ناشناخته ها سفر کردم و عاشق سفر شدم. ایرانگرد شدم،‌ معلمی را رها کردم و به طور حرفه‌ای “سفر” را شغل خودم انتخاب کردم و حالا جهانگرد هستم و دوست دارم تجربیات خودم را با دیگران به اشتراک بگذارم و برای زندگی کردن رویاهایمان، میتوانیم با هم همسفر بشویم. 

سفرهای گروهی پیش رو

با داشتن بیش از ۱۰ سال تجربه حرفه‌ای در حوزه سفرهای داخلی و خارجی، به صورت مستقل سفرهای گروهی برگزار می‌کنم. در انتخاب همسفرانم وسواس بسیار زیادی به خرج می‌دهم تا بتوانیم با هم تجربه سفر ناب و خوبی داشته باشیم. اگر اهل سفر ماجراجویی و کسب تجربه هستید، با من همسفر شوید.

همه برنامه‌ها

اینستاگرام

در اینستاگرام عکس‌ها،‌ مطالب سفر و دلنوشته‌های خودم در زمینه‌های مختلف را به اشتراک می‌گذارم. اگر این نوع محتوا برای شما جذاب است، خوشحال می‌شوم که من را دنبال کنید

‌‌
حدود یک ساعت تا فرودگاه راه بود، 
به خودم آمدم و دیدم نیم ساعت گذشته و از ماشینی که هماهنگ شده بود خبری نیست!
داخل ترمینال دویدم و سراغ ماشین گرفتم،
گفتند اولین روز بعد از تعطیلات رسمی کشور است و اصلا ماشین نیست!
فریاد کنان پیشنهاد دربستی دو ماشین ون به بالاترین قیمت ممکن را دادم ، 
دو راننده محترم، مسافران بخت برگشته شان را پیاده کردند و فرمول وان طور جلوی ما ظاهر شدن!
بچه ها و کوله پشتی ها را سوار کردم و کمی خیالم راحت شده بود که یکی از ماشین ها پنچر شد!
مطمئن شدم که خدا کمر همت بسته که از پرواز جا بمانیم!
‌‌ حدود یک ساعت تا فرودگاه راه بود، به خودم آمدم و دیدم نیم ساعت گذشته و از ماشینی که هماهنگ شده بود خبری نیست! داخل ترمینال دویدم و سراغ ماشین گرفتم، گفتند اولین روز بعد از تعطیلات رسمی کشور است و اصلا ماشین نیست! فریاد کنان پیشنهاد دربستی دو ماشین ون به بالاترین قیمت ممکن را دادم ، دو راننده محترم، مسافران بخت برگشته شان را پیاده کردند و فرمول وان طور جلوی ما ظاهر شدن! بچه ها و کوله پشتی ها را سوار کردم و کمی خیالم راحت شده بود که یکی از ماشین ها پنچر شد! مطمئن شدم که خدا کمر همت بسته که از پرواز جا بمانیم! " بارون مثل سیل یهو چی میگه این وسط آخه!! " تصمیمی لحظه ای گرفتم و بچه ها را که بدون وسایل به سختی در ماشین دوم جا می شدند راهی کردم، خودم همراه یکی از همسفران با کوله ها ماندم و به آنها اطمینان دادم که تا رسیدنشان به فرودگاه و گرفتن کارت پرواز، خودم را می رسانم. از آنجا که مطمئن بود فیلیپینی ها فرق آچار و پیچ گوشتی را به سختی می دانند، بدون معطلی خودم سراغ پنچرگیری ماشین رفتم. آخرین پیچ لاستیک بسته شده و خوشحال سوار ماشین می شدم که با صدای دینگ موبایلم ایمیلی دریافت کردم، ایمیل یک هفته ی پیش ارسال شده بود، اما الان به دستم رسید، از طرف ایرلاین بود، مسافر محترم پرواز شما سی دقیقه تعجیل خواهد داشت!!!! پ ن : بدشانسی یا نمیاد یا اگه بیاد ... 😅 ‌ ‌ ‌ ‌ #natgeo #nationalgeographic #natgeofarsi #kooleposhti #travel_experience #travel #mehdiparsa #flight #badluck #شانس #زندگی #سفر #جهانگرد #پنچری