یه سفر خوب دیگه به خلیج زیبای فارس سپری شد.
این بار ۳۲ نفر بودیم که حدودا ۱۰ نفر زمینی و مابقی بچه ها هوایی خودشون رو به عسلویه رسوندند.

اتوبوس ما متاسفانه پنج ساعت به دلیل نقص فنی تو جاده توقت داشت که خوشبختانه هم تو اتوبوس بچه ها حسابی سرگرم و مشغول بودند😁 هم دیگر همراهان از وقتشون استفاده کردند و سری به نخل تقی و خلیج نایبند زدند.

با اتوبوسی که از قبل هماهنگ کرده بودم همگی از عسلویه راهی بندر مقام شدیم. مثل همیشه آقا یعقوب منتظر ما دم در مسجد ایستاده بود. با مقاوت شدید موفق شدم آقا یعقوب رو راضی کنم که بچه ها کمپ زدن کنار ساحل رو دوست دارند و ایشالا بعدا مزاحم شما و خانواده میشیم و در آخر کنار قایق های صیادی جلو در منزل ایشون شب اول رو گذروندیم.

صبح زود چهار تا قایق تو اسکله منتظر ما بودند. تو هر قایق ۸ نفر با کلی بار و آب و آذوقه برای شب مانی در جزیره مارو مستقر و راهی جزیره شدیم. جزیره مارو یا شیدور یه جزیره بسیار زیبا و خالی از سکنه است که حدود ۱۲ مایل از بندر مقام فاصله داره و اگر هوا مناسب باشه ۴۵ دقیقه زمان میبره تا به جزیره برسید. بعد از نصب چادر ها برنامه ی پياده‌روی دور کامل جزیره رو اعلام کردم و بچه ها با انرژی راهی طی مسیر دورتادور جزیره شدند.

صبح زود بعد از صرف صبحانه در هوای عالی جزیره، بچه ها رو به سمتی از جزیره بردم که معمولا پر از ماهیه و مناظر زیبایی زیر آب داره، تا نزدیک ظهر اونجا مشغول بودیم.. کم کم سر کله قایق ها پیدا شد و وسایل رو بار زدیم و عازم جزیره لاوان شدیم.
جزیره ای که با علم به دنیای نفتی که در زیر اون مدفون شده و قسمت عمده جزیره رو پالایشگاه لاوان تشکیل میده، دیدن سبک و سطح زندگی مردم دوست داشتنی اون کمی دردناکه…

نزدیک های غروب بود که با قایق ها به سمت بندر مقام برگشتیم،یک راست به منزل آقا یعقوب رفتیم و قرار شد که شب رو اونجا بمونیم. تقریبا تمام بدن و لباس مون پر از نمک و ماسه بود. تک تک بچه ها حمام رفتند و وسط حیاط با فرشی که پهن شد دور هم جمع شدیم. خوردن چای و گپ و گفت بچه ها و خنده های تک تک شون همیشه انتهای سفر لذت بخش ترین بخش سفر برای منه. کم کم سفره پهن شد و دست پخت عایشه خانم همسر آقا یعقوب با بوی ماهی تازه جنوب انتظارمون رو می کشید.

آقا یعقوب نماد مهمان نوازی جنوبی ها

صبح بعد از صرف صبحانه،اتوبوسمون به مقام رسید تا مارو به عسلویه برگردونه. بین راه توقفی کنار ساحل صخره ای دلشتیم. بدون شک یکی از زیباترین ساحل های صخره ای ایران تو این مسیر قرار گرفته که هر بار منو مجبور به توقف میکنه. منتظر اولین فرصت هستم که شبی رو کنار این ساحل بکر کمپ کنم.به عسلویه رسیدیم و بچه ها دو دسته شدند. ساعت حرکت هوایی و زمینی بچه ها متفاوت بود. چند ساعتی که فرصت داشتیم رو با تعدادی از بچه ها به رستوران معروف دریایی عسلویه رفتیم تا لذت این سفر چند روزه به این نقطه از ایران رو تکمیل کنیم.
تو راه مشغول تماشای غروب خلیج فارس در کنار شعله های زیبای عسلویه شدم و در فکر اینکه چقدر کودکانه دلتنگ و مشتاق سفر آینده هستم که به کجا خواهد بود!

و همسفر زندگیم و تشکر از بودنش در کنارم.